حكيم ابوالقاسم فردوسى

520

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)

كمان بر گرفتند و تير خدنگ * برآمد خروش سواران جنگ كمانها همه پاك بر هم شكست * سوى نيزه بردند چون باد دست دو جنگى و هر دو دلير و سوار * هشيوار و ديده بسى كارزار بگشتند بسيار يك با دگر * بپيچيد رهّام پرخاشخر يكى نيزه انداخت بر ران اوى * كز اسب اندر آمد بفرمان اوى جدا شد ز باره هم آنگاه ترك * ز اسب اندر افتاد ترك سترك به پشت اندرش نيزه‌اى زد دگر * سنان اندر آمد ميان جگر فرود آمد از باره كرد آفرين * ز دادار بر بخت شاه زمين بكين سياوش كشيدش نگون * ز كينه بماليد بر روى خون بزين اندر آهخت و بستش چو سنگ * سر آويخته پايها زير تنگ نشست از بر زين و اسبش كشان * بيامد دوان تا بجاى نشان به بالا برآمد شده شاد دل * ز درد و غمان گشته آزاد دل بپيروزى شاه و تخت بلند * بكام آمده زير بخت بلند همى آفرين خواند سالار شاه * ابر شاه كىخسرو و تاج و گاه كه پيروزگر شاه پيروز باد * همه روزگارانش نوروز باد [ رزم بيژن با رويين ] ششم بيژن گيو و رويين دمان * بزه بر نهادند هر دو كمان چپ و راست گشتند يك با دگر * نبد تيرشان از كمان كارگر برومى عمود آنگهى پور گيو * همى گشت با گرد رويين نيو بر آوردگه بر برو دست يافت * زمين را بدرّيد و اندر شتافت زد از باد بر سرش رومى ستون * فرو ريخت از تَرگ او مغز و خون بزين پلنگ اندرون جان بداد * ز پيران ويسه بسى كرد ياد پس از پشت باره در آمد نگون * همه تن پر آهن دهن پر ز خون ز اسب اندر آمد سبك بيژنا * مر او را بكردار آهرمنا كمند اندر افگند و بر زين كشيد * نبد كس كه تيمار رويى كشيد برفت از پى سود مايه بباد * هنوز از جوانيش نابوده شاد بر اسبش بكردار پيلى ببست * گرفت آنگهى پالهنگش بدست عنان هيون تگاور بتافت * و ز آن جايگه سوى بالا شتافت بچنگ اندرون شير پيكر درفش * ميان ديبه و رنگ خورده بنفش چنينست كار جهان فريب * پس هر فرازى نهاده نشيب و ز آن جايگه شد بجاى نشان * بنزديك آن نامور سركشان همى گفت پيروزگر باد شاه * هميشه سر پهلوان با كلاه جهان پيش شاه جهان بنده باد * هميشه دل پهلوان باد شاد [ رزم هجير با سپهرم ] برون تاخت هفتم ز گردان هجير * يكى نامدارى سوارى هژير سپهرم ز خويشان افراسياب * يكى نامور بود با جاه و آب ابا پور گودرز رزم آزمود * كه چون او بلشكر سوارى نبود برفتند هر دو بجاى نبرد * برآمد ز آوردگه تيره گرد بشمشير هر دو بر آويختند * همى ز آهن آتش فرو ريختند